اعتماد به نفس ملی ایرانیان در ابتدای دوره قاجار با شکست نظامی در برابر روس و انفعال در برابر دخالتهای انگلیس در امور ایران لگدمال و از این طریق در دو قرن اخیر، ایران وارد دوره انحطاط شد. اصل بحث در اینجا این است که شکست در جنگ با روسها و انفعال در برابر انگلیسیها محدود به حوزه دفاعی نبود و پیامدها و بلکه خسارتهای اجتماعی، فکری- فرهنگی و اقتصادی نیز در پی داشت؛ بدین ترتیب که با شکست و احساس ضعف در برابر قوای خارجی، فضایی از ناامیدی، ضعف اعتماد به نفس و خودتحقیری در ایران ایجاد شد. از این طریق، پیامدهای شکست نظامی در ایران تعمیق گردید و به صورت متداوم درآمد.
نهضتها و جنبشهای اجتماعی در ایران معاصر، بهویژه نهضت مشروطه، نیز برای رهایی از پیامدهای این فرایند شکل گرفت و اتفاقاً از مهمترین دلایل ناکامی این نهضت نیز ریشه در دخالتهای خارجی داشت که در نهضتهای بعدی از جمله در ملی کردن صنعت نفت نیز ادامه یافت، یعنی هرگاه ایرانیان به آن حد از اعتماد به نفس رسیدند تا در برابر دخالتهای بیگانگان بخواهند گامهایی برای اعاده استقلال کشور بردارند و در راستای تحقق ایران قوی حرکت کنند، دخالتهای خارجی در کنار ضعف بنیانهای قدرت ملی اجازه نداد تلاشهای ایرانیان به ثمر بنشیند.
انقلاب اسلامی نقطه آغازی برای احیای اعتماد به نفس ایرانیان بود؛ با این تفاوت که در مقایسه با نهضتهای پیشین در ایران معاصر، در سایه ماندگاری خود توانست گامهای مؤثری برای تقویت بنیانهای قدرت ملی بردارد. به بیان دقیقتر، در طول ۴۷ سال گذشته در سایه احیای اعتماد به نفس ملی و با شعارهایی، چون «ما میتوانیم»، تحولات ایران در مسیر تولید قدرت درونزا قرار گرفت.
نتیجه تحولات بعد از انقلاب، ایجاد حدی از قدرت ملی بوده که با اتکا به آن، ضمن تقویت ضریب مقاومت و تابآوری ملی، در یک رویارویی نظامی تمامعیار، ابرقدرت جهان یعنی امریکا در برابر ایران شکست خورده است. مبتنی بر تمهید تاریخی مختصر ذکر شده در بالا، اگر شکست در برابر روسها و انفعال در برابر دخالتهای انگلیس در امور ایران در دوره قاجار، اعتماد به نفس ملی ایرانیان را تضعیف و ایران را وارد دوره انحطاط کرد، اکنون با پیروزی بر دشمن در جنگ نظامی و بازیگری فعال و قدرتمندانه در برابر او، فصل نوینی از ارتقای اعتماد به نفس ملی ایرانیان آغاز شده که میتواند موتور محرکه ساخت ایران قویتر باشد. بنابراین، یکی از فرصتهای بزرگ جنگ ۱۲ روزه و بهویژه جنگ رمضان برای ایران، ارتقای خودباوری و اعتماد به نفسی است که اساساً انقلاب اسلامی منادی آن میباشد.
به بیان دیگر، واقعیت رویارویی نظامی با دشمن و دست برتر ایران در این حوزه، برطرفکننده برخی از گرههای ذهنی و خطاهای شناختی نسبت به قوت، قدرت و موقعیت کشور بوده و با رفع این موانع و خطاها، فرصتهای نوینی برای کنشگری و اقدامات گرهگشا در وضعیت کشور ایجاد شده است. با این حال، شرط موفقیت در بهرهمندی از این پنجره فرصت، دقت و توانایی در تبیین موقعیت مناسبی است که در آن قرار گرفتهایم. در واقع، همپای تحولات میدان دفاعی، با جهاد تبیین و روایتگری ظریف و نقطهزن باید تلاش شود تا روایت پیروزی ایران در جنگ در فضای اجتماعی کشور به منزلت هژمونیک برسد تا قدرت نمودیافته در این حوزه، مایه دلگرمی و تقویت اعتماد به نفس کنشگران و عاملان در سایر حوزهها شود.